نمایش پست‌هایی که براساس ارتباط با عبارت جستجوی درک مرتب شده‌اند. مرتب سازی براساس تاریخ نمایش تمام پست‌ها
نمایش پست‌هایی که براساس ارتباط با عبارت جستجوی درک مرتب شده‌اند. مرتب سازی براساس تاریخ نمایش تمام پست‌ها

یکشنبه، اسفند ۲۸، ۱۳۸۴

چند تعریف اولیه


خوب: صفت هر آنچه که سبب ایجاد احساس مثبت در ذهن شود.

بد: صفت هر آنچه که سبب ایجاد احساس منفی در ذهن شود.

- بدی در ذات الهی وجود ندارد و صفت بد ناشی از فقدان ارزشهای الهی در وجود محدود بشر است.

عقل: معیار و میزانی برای سنجش و تمیز دادن خوب و بد.

- مرز خوب و بد در انسانها "خودساخته، متفاوت و اکثرا نامشخص (!)" است. در حقیقت این مرز توسط متوسط باور فرد از اعمال خویش مشخص میشود ولی در واقع همه اعمال منشا الهی دارند و بدی در ذات الهی راهی ندارد.

تجربه: نتیجه و علم بدست آمده از اعمال، محفوظ در حافظه انسان.

درک: استنباط و فهم پدیده ها با مدد قوه تعقل و مجموعه ای از تجارب.

حس: اغلب منظور یکی از حواس ذاتی انسانهاست که از آن برای ارتباط با دنیای خارج و درک تعاملات موجود در آن استفاده می کنند.

احساس: ماهیتی غریب که تحلیل آن پیچیده است و درک شهودی آن با کمک عقل و تجربه در افراد مختلف است. معمولا با تعریف یک سری احساسات به عنوان احساسات بنیادی و اصولی برخی دیگر را به صورت ترکیبی از آنها بیان می کنند ولی درین روش ضعف زیادی وجود دارد و به طور قطعی به هیچ عنوان نمی توان حرف زد. (نه لازم نه کافی)

زندگی: زنده ماندن به معنای درک وجود مادی در دنیا!

هدف: عقل با کمک تجربه در طی زمان به برخی احساسات بهای مثبت بیشتری می دهد و در هر برهه زمانی می توان بر این اساس هدف اصلی را دستیابی به احساسات مثبت تر دانست.

ارضا: عقل ارضای مطلق را نفی می کند ولی در حد نسبی می توان رسیدن یا داشتن احساس مثبت را نوعی ارضا نسبی دانست.

- زندگی چندان دلچسب نیست تا هنگامی که به دنبال هدف نیاید. هدف مطلوب غیرمحال و دست نیافتنی است یعنی در عین حال که می توان برای رسیدن به آن تلاش کرد ولی نتوان بدان رسید. ارضای نفسی وجود ندارد هرچه هست ارضای متقابل است. اگر همگان اینگونه فکر کنند ارضا متقابل هم توهم است و ارضایی وجود ندارد جز ...

You’re moon at the high, I came wrong to your sky [thinking]

Yeah! You wanna hate me [sighing]

I know why you wanna hate me [talking seriously]

I wanna you do hate me [shouting]

Cuz you never wanna mate me [screaming]

پنجشنبه، بهمن ۰۵، ۱۳۸۵

خواب برپا


خواب برپا

(و بارها گفته ام که اینها نشانه هاییست برای آدمیان تا آنها را به فکر فرو برند تا شاید حتی ذره ای از راز خلقت خویش پی برند و بتوانند هدف غایی خویش را دنبال کنند)


چرا باید مودب بود ... چرا باید محبت کرد ... چرا باید فدا شد
چرا باید دوست داشت ... چرا باید توجه کرد ... چرا باید صبر کرد
ف: همیخواهم عطر یار ریزم بر کتاب شعرش آتش زنم
خ: زنهار که ما تو را بسان خورشیدی ساختیم که ظلمت جفا را نابود سازی
ف: چه سان که زمین آرزو بایستد، و پشت دیده بر ما روا دارد
خ: و بر تو خوابهایی نازل کردیم تا یادت را منحرف سازیم و مشکلات را بر تو زیاد کردیم که به حل آنها مشغول شوی و به هزاران راه خواستیم توجه ات به غیر جلب شود اما ...
ف: ... قلب پسر دی بشکست. آنهایی که به خیال خودشان شناخت نفس آدمیان حرفه آنان بود. کین ظلم است که من از جنس آنان نیستم. خواب را ز من گرفتی، غرورم را افزودی که دگر بر ناراضی عشق سر التماس فرود نیاورم.
خ: ... و میوه عشق در دلت نهادیم و تو را آموختیم که بذر کینه در دل مکاری، حتی از خویشی که رنجانده ست ترا و مادری که دوستدار فرزندش است، و تو از آنان کینه ای بر دل نداری. و آزمودیم تورا که گذشت پیشه کنی و غرور خود را فدا. نطفه عشق را ز مادر آموختی و صبر ز پدر تا صبر ایثار محبت روا داری بر خانواده و دوستان.
ف: آری! ارچه زخم ببینم باز هم محبت کنم و صبر پیشه ...
ارچه درین دیر فال، محال است دیدار یار ... زو نظری بر ما رسد، وز مدد کبریاست
خ:وگر نیک بنگری ذره ای از حکمت دریابی! که ما تو را انتخاب کردیم و توجه بهم جلب کردیم، و تو را از سفر بازداشتیم و او را راهی ساختیم تا که شاید بر ما ایمان آورد چرا که تو صبر داشتی و بندگان در حد توان آزموده شوند و جنبه اسرار الهی طبقات دارد و همانا خواب واسطی است به منظور درک اسرار برای انانی که توجه کنند ...
ف: رضا خشنودی توست گرچه عدل ظاهری از آن نباشد و گرچه من واسطی بیش نباشم ولی بدانم که حکمت ات بیش ازین باشد. و تو دانی که من ایمان دارم بر حکمت، توان، ... ات. و انسانها را توانی تغییر دادن که تو عاملی و من واسط.
خ: و در خواب از تو خواستیم کین اسرار فاش سازی و نه بیش ازین را! و تو حکمت این ندانی کین برای کیست.
ف: آری! من هیچم و هیچم و هیچم و تو همه چیز وبارها گویم این را ... و مویه هایم از برای درک توست ...

جمعه، اردیبهشت ۲۲، ۱۳۸۵

رویای پوچ


رویای پوچ

دستهایش سرما زده در این گرمای سوزان
مدتی بعد وارد اتاق می شود
همه منتظر یک اتفاق اند
تنها فغان ضربان قلبهاست در این سکوت
این انسانها به چه می اندیشند آینده ی تحمیلی؟!
نوری صاتع میشود
پشت شیشه ای می رود
گویی با کسی صحبت می کند
می خواهم نزدیک تر شوم ولی نمی توانم
زبانش را نمی فهمم
برگه ای به دستش می رسد
رنگش سپید است
با چهره ای دژم و غمگین بر می گردد
اشکها در پشت دیدگانش خشک شده
آه! نگارم غمگین است
نگاهم را نمی بیند
صدایم را نمی شنود
...
آزادی را طلب نمی کنند
آزادی را بدست می آورند
آنان، که باشند، که بر خود می بالند
دوباره به آسمان نگاه میکنم
و دوباره اخم میکنم
وای بر این تقدیر دلسوزان
اگر آینده در اختیار است پس چرا تقدیر این است؟
جواب آمد که "صلاح و خیر بر این بوده است!"1
آهی کشیدم و پروازکنان به جسم بازگشتم
.
.
.
صدای چه چه ی بلبلان گوش را نوازش می داد
چشمانم را باز کردم
اه! باز هم در این دنیا هستم
دوباره باید عهد کنم
آری! راز رویای پوچ نهان خواهد ماند
فرقی هم نمیکند، برایم مهم نیست چون
سخنان مرا هم کسی درک نخواهد کرد

پنجشنبه، شهریور ۰۳، ۱۳۸۴

روزمره گی و فلسفه حکومت


روزمره گی و فلسفه حکومت

لحظه ای بایستید بدین فکر کنید که چه می کنید؟ برای چه این کار را می کنید؟ برای چه برای این کار آن کار را می کنید؟ ...

دلیل پی دلیل بیاورید تا ببینید به کجا می رسید! در این میان چه التزاماتی بوده است که شما را بدین کار وادار ساخته است! آیا شما آدم مطیع و فرمانبرداری هستید ویا سرسخت و لجوج! در اغلب موارد افراد به لحاظ منافع شخصی خود به یک سری کارها به صورت سلسله وار دست می زنند. اقلیتی هم وجود دارند که کارهایشان به نفع دیگران است یعنی به این نیت آن کار را انجام می دهند.

در حقیقت آن اکثریت نیز به خیال خودشان کارهاشان به نفع خودشان است چرا که از سود و منفعت اصلی شاید تنها ذره ای نصیب آنها شده باشد و آنها از این امر یا غافلند و یا بدان اهمیت نمی دهند!

به این نکته هم توجه کنید که تعریف واژه "نفع" بسیار مشکل است و تنها نوع مادی (مثل پول، ملک، دارایی، و...) را شامل نمی شود و حتی می تواند بعد معنوی داشته باشد و از این جهت نفع معنوی بسیار هم پسندیده و ستودنی است بر خلاف نفع مادی از جهت جاودانگی و تقدس!

درک نفع کار بر اساس همان دو وسیله معروف هوش و تجربه صورت می گیرد و ارزیابی آن توسط عقل صورت می گیرد. پس لذا هر شخصی از کار خود ارزیابی بخصوصی دارد! اما متاسفانه یا خوشبختانه ما انسانها به تجارب بیشتر از هوش پناه می بریم و همین امر موجب می شود که آن دسته ای که از هوش خود نهایت استفاده را می کنند موفق تر باشند و بقیه را در روندی قرار دهند که در جهت آن قدم بر دارند! تئوریسینها همواره انسانهای هوشمندی اند اما شبه تئوریسینهایی نیز وجود دارند که تنها قادرند افرادی را که به تجربیات واهی وابسته اند را فریب دهند و با اعمال قدرت بقیه را نیز به فرمانبرداری وادارند! چنانچه نتایج تفکر آنها به وضوح در برخی ملل ناموفق مشاهده می شود.

بدتر از اینها، سیاستهای ماهرانه ای است که به طرز خارق العاده ای در جوامع پیشرفته اجرا می گردد و همگان خود را ملزم به اطاعت از آنها می بینند زیرا منافع خود و جامعه خویش را در آن می بینند. در این میان برخی تفکرات در میان عرف بوسیله تبلیغات القا می شود که ذهن همگان را به خود مشغول می کند و در مجموع روزمره گی به صورت یک برنامه بلند مدت رواج می یابد و نوزادان نیز بعد مدتی در یکی از شریانهای آن قرار می گیرند و رشد می کنند و بار می آیند. آینده بازیچه ای می شود در دستان کسانی که پول و قدرت القای تفکرات خویش را بیشتر داشته و دارند و تدابیرشان بر مسند قوانین یا عرف اجتماع قرار می گیرد.

فرمانبرداری از قوانین برای جلوگیری از هرج و مرج و بی نظمی الزامی است چنانچه حق بودن یا نفع معنوی آن برای همه انسانها کاملا مشهود باشد. چنین قوانینی وضع نشده و نخواهد شد و نتایج زاده شده از آن ناهنجاریها و شورشهای اجتماعی است. دقت کنید که ارزش اعمال تنها با میزان عقل سنجیده می شود که در افراد گوناگون متفاوت خواهد بود لذا در همین حد که نیت عمل پاک باشد با معیار عقل کافی است.

{سخن نویسنده با خواننده} هدف از این مطلب القا عقیده خاصی نیست بلکه تنها برای آگاهسازی ذهن خواننده برای تفکر است. شاید من نوعی هم ندانم که چه می خواهم بگویم ولی شما فکرتان را بکار اندازید.

می توان خیلی دورها را نزدیک احساس کرد!


شنبه، خرداد ۲۱، ۱۳۸۴

به پیشنهاد یک دوست


می توان انسانها را به دو دسته بی هدف و با هدف تقسیم کرد

در ظاهر که انسان بی هدف وجود ندارد حتی کسی هم که می خواهد خودکشی کند! در حقیقت برای خودکشی خود نقشه و هدفی دارد که شاید بسیار هم مقدس باشد!

و اما انسانهای باهدف را از جهت نوع هدفی که دارند می توان تقسیم بندی کرد. پس ما بهتر است ابتداءا هدف اصلی را تعریف کنیم. براستی هدف آدمیان از زندگی (زنده بودن در این دنیا) چیست؟

با جواب به این سوال می توان فهمید که در واقع بیشتر هدفمندان هم بی هدف بوده اند! چون براستی در انتها هم به آن دست نیافته اند. در واقع آدمیان به دنبال کمال و سعادت مطلق اند ولی بسیاری از آنها راه رسیدن به این مهم را یا گم کرده اند ویا اصلا نمی دانند. عقلشان با تجملات و لذات دنیوی فریفته شده است و دایما یا در حال جمع آوری مال و منالنند ویا به ارتقاء متعلقاتشان می اندیشند و شکوه ظاهری چشمشان را چنان خیره و کور می سازد که دیگر شامه خود را برای درک رایحه عشق واقعی از دست میدهند.

اینها ماهیت زندگی را در سایه های رونده فانی می جویند در حالی که چشمشان از نوری که این سایه ها را پدید آورده کور است. سایه ها بزرگ و بزرگتر می شوند و بر آنها ظلمتی می افکند که دیگر حتی نیم سایه ای هم از نور الهی به آنها نمی رسد.

سه‌شنبه، اردیبهشت ۱۳، ۱۳۸۴

Guidance هدایت


هدایت (Guidance)

فیلسوفان و عالمان بر این باورند که بعد از اثبات وجود خدا و معاد می توان ذهن بیدار را با معارف مربوط به هدایت آشنا کرد.

هدایت از طریق خدا به انسان (وحی و امداد غیبی که مخصوص پیامبران و امامان می باشد) و هدایت زمینی.

بر اساس صفت کرامت و فضل الهی، خداوند برای هر نیاز انسان وسیله و راه حلی قرار داده است. لذا این نتیجه بدست می آید که هادی یا هادیانی در زمین حضور دارند و افرادی که به این مرحله از ربانیت رسیده اند می توانند به آنها رجوع کنند.

با این وصف این موهبت شامل حال انسانی که در یکی از قبایل بدوی آفریقایی زندگی می کند نمی شود! و لذا اعمال او بر اساس معیارهای عقلی که در حد اوست سنجیده می شود.

در تمام مراحل خداشناسی عقل اکسیری گرانبهاست که انسان باید به عنوان میزان و ترازویی برای سنجش اعمال خود در نظر داشته باشد. ولی از آنجا که عقل هم محدود است و هم سطح فکر افراد بسیار متفاوت است انسان همواره به دنبال چراغی است تا راه تاریک سعادت و کمال را دریابد.

عالمان اسلامی این چراغ را قرآن می دانند. ادیان دیگر هم هر کدام کتابهایی برای خود دارند.

راه نجات و کامیابی در این دنیای وانفسا را عقل و شعور انسان تعیین می کند که چگونه حق را از باطل تمیز دهد و برای سعادت خویش به جستجوی حق برود. کمال هر کس نیز به اندازه درک و شهود خودش است.

توجه: مطالب فوق به هیچ عنوان برای تبلیغ ویا نصیحت نیست تنها برای اندیشیدن!

یکشنبه، فروردین ۲۰، ۱۳۸۵

مرگ سیاه Black Death



از چه گویم که دلم ...

مرا از برای ظاهرم دوست می داشت
با تمام وجود دوستش داشتم ولی درک نشد و ترکم کرد

دل مرا شکست با آنکه هرچه در توان داشتم برایش می کردم
ولی افسوس که امان نداد و رفت و بی اعتنا از من گذر کرد

فقط تو دانی که بر شرفم قسم خورم که هیچگاه قصد آزارش نکنم
ولی دگر طاقت سکوت دل ندارم چرا که خورشید دلم غروب کرده ست

اکنون دگر چیزی از تو نخواهم ای خدا
جز آنکه مرا به همانجا که آمده ام بازگردانی

من برای دنیای تو ساخته نشدم ای خدا
پس مرا به دنیای خودم بازگردان و رهایم کن

در حال و هوای هجران و فغان دل زندگی چه سود
جنبه کتمان حقایق تورا ندارم دگر، تاب سکوت در مقابل تهمت ندارم دگر

جسم و عقل و روح عاریه را باز ستان
اما مرا به خود بازگردان دگر از تو چیزی نخواهم

ای کاش که دیگر هیچگاه ظاهر و سیما بر نفسها مستولی نگردد

مگذار تا فرومایگان روح و باطن انسانها را بازیچه هوا هوس خویش کنند

عشق سفید بر من جفا کرد و مرا تنها گذاشت
شرمنده درگاه توام انتخابی دگر نیست جز مرگ سیاه!!!


دوشنبه، مهر ۱۸، ۱۳۸۴

درخت تولد




بر اساس تاريخ تولدتان درخت مورد نظر را انتخاب نموده و درليست پايين آن را پيدا نموده و خصوصيات اخلاقي خود را مشاهده کنيد
درخت مربوطه
تاريخ تولد
درخت نارون
24 تير الي 3 مرداد
درخت سرو
4 مرداد الي 13 مرداد
درخت سپيدار
14 مرداد الي 22 مرداد
درخت سدر
23 مرداد الي 1 شهريور
درخت کاج
2 شهريور الي 11 شهريور
درخت بيد مجنون
12 شهريور الي 21 شهريور
درخت ليمو ترش
22 شهريور الي 31 شهريور
درخت زيتون
1 مهر
درخت فندق
2 مهر الي 11 مهر
درخت سماق کوهي
12 مهر الي 21 مهر
درخت افرا
22 مهر الي 1 آبان
درخت گردو
2 آبان الي 20 آبان
درخت شاه بلوط
21 آبان الي 30 آبان
درخت زبان گنجشک
1 آذر الي 10 آذر
درخت آلش
11 آذر الي 20 آذر
درخت انجير
21 آذر الي 30 آذر
درخت راش
1 دي
درخت سيب
2 دي الي 10 دي
درخت صنوبر
11 دي الي 21 دي
درخت نارون
22 دي الي 4 بهمن
درخت سرو
5 بهمن الي 14 بهمن
درخت سپيدار
15 بهمن الي 19 بهمن
درخت سدر
20 بهمن الي 29 بهمن
درخت کاج
30 بهمن الي 9 اسفند
درخت بيد مجنون
10 اسفند الي 19 اسفند
درخت ليمو ترش
23 الي 29 اسفند
درخت بلوط
1 فروردين
درخت فندق
2 فروردين الي 11 فروردين
درخت سماق کوهي
12 فروردين الي 21 فروردين
درخت افرا
22 فروردين الي 31 فروردين
درخت گردو
1 ارديبهشت الي10ارديبهشت
درخت سپيدار
11 ارديبهشت الي 24 ارديبهشت
درخت شاه بلوط
25 ارديبهشت الي 3 خرداد
درخت زبان گنجشک
4 خرداد الي 13 خرداد
درخت آلش
14 خرداد الي 23 خرداد
درخت انجير
24 خرداد الي 2 تير
درخت توس
3 تير
درخت سيب
4 تير الي 13 تير
درخت صنوبر
14 تير الي 23 تير
درخت توس (الهام پذير)
با نشاط و خوش پوش مهربان و در عين حال متظاهر افراط در هيچ کاري را دوست ندارند. از ابتذال متنفرند و زندگي در طبيعت و آرامش را دوست دارند.... خيلي احساساتي نميباشند. کمي بلند پرواز و پر از قوه تخيل ميباشند. و از وجودي آرام و راضي کننده سود ميبرند.
 
درخت راش (خلاق(
داراي سليقه خوب و داراي قدرت سازماندهي بسيار بالايي در زندگي و شغل خود ميباشند. هميشه نگران وضعيت ظاهري خود ميباشند آنها رهبران خوبي هستند که غالباً ريسکهاي غير ضروري انجام نميدهند . اين گروه به تناسب اندام خود از طريق رژيم, ورزش و غيره بسيار علاقه مندند.
 
درخت زبان گنجشک (بلند پرواز(
پر نشاط و سر زنده و به ميزان بسيار زياد جذاب ميباشد اين گروه از روي انگيزه آني و بدون فکر قبلي عمل ميکند , پافشاري در هر کاري از خصوصيات آنهاست. از انتظار واهمه اي ندارد. جاه طلب و باهوش و پر استعداد و علاقه مند به بازي با سرنوشت ميباشند اصولاً داراي تمايلات خود خواهانه و در عين حال بسيار قابل اعتماد و درستکار ميباشد آنها چون عاشقي محتاطند که بعضي اوقات مغزش بر قلب حکم راني ميکند.
 
درخت سيب (عاشق(
اين افراد فريبنده, جذاب و سرارسر پر از انرژي مثبت ميباشند.اهل خوش و بش حادثه جو حساس و هميشه عاشق اند. دوست دارند عاشق باشند و هميشه عاشقشان باشند. با وفا زوجي پر محبت- بسيار بخشنده و پر استعداد و اصولاً براي امروز زندگي ميکنند - آنها فيلسوفاني با فکر آزاد ميباشند که داراي قوه تخيل بسيار بالا هستند
 
درخت نارون)شريف(
داراي سرشتي مثبت بوده و با سليقه لباس ميپوشند علاقه اي به بخشيدن خطاهاي ديگران ندارند . همواره بشاش و علاقه اي به رهبري کردن دارند و دوست ندارند از کسي اطاعت کنند.شريکي صادق و مهربانند که دوست دارند براي ديگران تصميم بگيرند - نجيب زاده - دست و دلباز و طبع خوبي براي شوخي دارند.
 
درخت شاه بلوط )صادق(
اين گروه سياستمداراني مادرزادند داراي توان بالا در قضاوت بوده و علاقه مند به تاثير گذاري بر روي ديگران ميباشند . اغلب فکر ميکنند که ديگران آنها را درک نميکنند فقط يک بار عاشق ميشوند و براي پيدا کردن جفت خود دچار مشکلات زيادي ميشوند.
 
 درخت سرو (با وفا)
قوي,عضلاني سازگار و قانع به آنچه که زندگي به آنها ميدهد . خوشبين و خوشنود بوده و بسيار علاقه مند به پول و دانش ميباشند و از تنهايي متنفرند.عاشقي احساساتي اند که هرگز نميتوانند راضي گردند. بسيار مهربان بوده سرکش و بي دقتند و سريع خشمگين ميشوند.
 
درخت سدر (صميمي)
داراي زيبايي نادري ميباشند و ميدانند چگونه با محيط سازگار شوند - به تجملات علاقه دارند و از سلامتي خوبي برخوردارند. فردي خجالتي نميباشند. غالباً ديگران را کمتر از خود ميبينند و داراي اعتماد به نفس بسيار بالايي هستند. مصمم و علاقه مند به گروه افرادي زبردست و داراي خوش بيني سالم ميباشند. همواره منتظر يک عشق واقعي اند و قادر به گرفتن تصميم هاي سريع هستند
 
درخت فندق (غير عادي(
دلربا - بي صبر و خيلي فهيم ميباشند. مبارزي فعال براي جنبشهاي اجتماعي بوده محبوب و عاشقي دم دمي مزاج به حساب مي آيند. اين گروه شريکي بردبار و در قضاوت بسيار دقيق ميباشند.
 
درخت گردو (پر شور(
سخت گير عجيب و پر از تضاد بوده و اغلب خودخواه ميباشند. پرخاشجو داراي عکس العملهاي غير منتظره ميباشند. افراد اين گروه نجيب و داراي افقي گسترده ميباشند که في البداهه عمل ميکنند. بلند پروازي آنها نامحدود بوده و هرگز انعطاف پذير نميباشند. آنها شريکي دشوار و غير عادي بوده که اغلب دوستشان ندارند ولي همواره مورد تحسين قرار ميگيرند. بسيار حسود و احساساتي بوده و هرگز اه مصالحه نمي باشند.
 
درخت سماق کوهي )احساساتي(
پر از بشاشيت و داراي موهبت خودخواه نبودن ميباشند.. جنب و جوش ناآرامي و پيچيدگيها را دوست دارند.. هم وابسته و هم مستقل اند. سليقه خوبي داشته و هنرمندان احساساتي ميباشند. آنها ميتوانند شريک خوبي براي زندگي باشند که متاسفانه قدرت بخشش آنها بسيار کم است.
 
درخت انجير)حساس(
خيلي قوي و مستقل بوده و به تناقضات و حرفهاي نامربوط ميدان نميدهند - زندگي را دوست دارند و همينطور خانواده - بچه ها و حيواناتشان را - شوخ طبع بوده و تنبلي و بطالت علاقه اي ندارند اين گروه داراي استعداد و هوش بالفطره ميباشند
 
درخت زيتون(خردمند)
عاشق خورشيد و گرما ميباشند. آنها افرادي معقول و متعادل بوده که از پرخاش و خشونت خود دوري ميکنند. بردبارند و بشاش و در صحنه هاي زندگي بسيار خونسرد رفتار ميکنند.اين گروه بسيار حساس بوده و فارغ از حسادت ميباشند. آنها عاشق خواندن و شرکت کردن در جمع مردم خبره ميباشند.
 
درخت بلوط )شجاع)
طبعي قوي دارند دلير و نيرومند ميباشند و در کارها بسيار سختگير و مستقل عمل ميکنند . حساس بوده و به تغيير علاقه اي ندارند.. هميشه پايشان را روي زمين نگه مي دارند و اهل عمل مي باشند.
 
درخت آلش (خوش سليقه)
داراي زيبايي آرامش بخش بوده و همواره نگران وضع ظاهر خود مي باشند. خوش سليقه بوده و تا جايي که امکان دارد به خود سخت نميگيرند همواره يک زندگي منظم و معقول را هدايت مي کنند. اين گروه به ندرت با احساسات خود خوشحال ميشوند و هميشه به دنبال مهرباني و آگاهي در يک شريک احساساتي ميباشند. اغل به مردم بد گمان بودهو هيچ وقت به تصميمات خود اعتماد ندارند. افراد اين دسته بسيار با وجدان مي باشند.
 
درخت صنوبر )مرموز(
 
داراي سليقه اي غير عادي و خوب بوده که تا حدي داراي گرايشات خود خواهانه ميباشند. اين افراد با نزديکان خود مدارا نموده و تا اندازه اي فروتن ميباشند. آنها خلاق کله شق بوده و داراي دوستان بسيار زياد و بلند پروازي آنها بسيار زياد ميباشد اين دسته از مردم بسيار قابل اعتماد ميباشند.
 
درخت افرا (مستقل(
يک فرد معمولي نمي باشند. آنها پر از تخيل و ابتکارند ولي در عين حال خجالتي و محتاط و کم حرف ميباشند. اين گروه مغرور و داراي اعتماد به نفس بالايي مي باشند آنها تشنه تجربيات جديد بوده که در بعضي اوقاتعصبي مي شوند.افراد اين دسته داراي پيچيدگي هاي فراوان بوده و از نعمت حافظه خوب برخوردار ميباشند. آنها براحتي ياد ميگيرند که زندگي عشق پيچيده دارد ولي مي خواهند همواره تاثير گذار با شند
 
درخت بيد مجنون)مالیخولییایی(
زيبا و پر از ماليخوليا. جذاب وبسيار وابسته به حس تلقين مي باشند. از هرچيز زيبا و پر سليقه خوششان مي آيد عاشق سفر بوده و ميتوانند تحت تاثير قرار گيرند. آنها دم دمي مزاج صادق- خيال باف و بي قرارند ولي در عين حال پرتوقع و داراي بصيرتي بالا مي باشند . همواره رنج مي کشند ولي اغلب شريکي محکم پيدا مي کنند
 
درخت ليمو ترش (دو دل(
آنچه را زندگي برايش مقرر ساخته خونسردانه مي پذيرد. از جنگيدن استرس و رنج کشيدن بيزار است و از تنبلي و بطالت خوشش نمي آيد. اين گروه اغلب ملايم و دل رحم بوده و براي دوستان خود بسيار وفادار ميباشند . با استعداد بوده ولي از پشتکار کمي برخوردار مي باشند و براي همين کمتر استعداد خود را به شکوفايي مي رسانند