نمایش پست‌هایی که براساس ارتباط با عبارت جستجوی ازلی مرتب شده‌اند. مرتب سازی براساس تاریخ نمایش تمام پست‌ها
نمایش پست‌هایی که براساس ارتباط با عبارت جستجوی ازلی مرتب شده‌اند. مرتب سازی براساس تاریخ نمایش تمام پست‌ها

پنجشنبه، دی ۱۹، ۱۳۸۷

فلسفه اصول


فلسفه اصول
اصولا هر دو عقلی به اصول متفاوتی اعتقاد دارند. جمله نخست نیز جزء اصولی است که بیشتر اذهان بدان اعتقاد دارند. انسان (به معنای عام) پاره خط که نه ولی نیم خط است و خط بودنش چندان تفاهمی در میان فهیمان ندارد. چرا ازلی بودنش هنوز توجیه مناسبی نیافته است، که شاید به دلیل اقبال اصل علیت و غیرعلی نبودن پدیده ها در توجیه منطق احساس باشد.
به عنوان حدس اثبات کنید که:
ازلی نبودن انسان شرط لازم و کافی برای معتقدبودن انسان به اصول موضوعه است.
یعنی اگر انسان ازلی می بود به اصول موضوعه مطلقی اعتقاد نداشت!

جمعه، اردیبهشت ۱۵، ۱۳۹۱

دور یا پایداری ابدیت

ازلی نبودن موجودیتی که بر پایه اصول واحد بنا نهاده شده است، الزاما صحیح نیست. از آنجا که علت ابتدایی و معلول نهایی در این زنجیره ثابت شده نیستند. عقل ناقص بنده جوابگوی صحت مطلق بودن غیرازلیت وجودم نمی باشد. زیرا این عقل تنها برای تمایز احساس های همبسته (به معنای عام شامل دیدن فوتون ها، شنیدن امواج، لمس مواد، چشیدن و بوییدن) بوده و هست. 

Correlated feelings always come through my eyes and body, and I only try to estimate my near future fast. There's a challenging GAME that I don't like to feel I'm loser!

پس اجازه دهید که اولین اصل مطلقه را وجود عقل ناقص بگیریم. با این اصل می توان شهودا به اثبات غیرازلیت به اصول موضوعه و برعکس اعتقاد پیدا کرد.

با این اعتقاد چنین به نظر می رسد که نقطه متقابل در ابدیت خالی از پایداری یا دور باشد بلکه پراکندگی و دایورسیتی بصورت نمایی زیاد میشود و موجودیت های پیچیده به ذرات بدیهی تر تجزیه میشوند و تعاریف خاص تری مصداق می یابد و نظریه تجزیه پذیری ارسطو ملموس تر میگردد. از طرفی گفته میشود که عقل ناقص آزموده تر میشود ولی حقیقت محض تغییری نکرده و تنها بر دانش انباشته افزوده شده است.

ادامه دادن سخت است ...
پدیده ای دیده نشده که انرژی نامحدود باشد لذا شاید تنها بتوان گفت که انرژی ارسالی از ماوراء تنها برای بر هم زدن گذرای نظم و پایداری پیشین بوده است تا آدمیان بدانند که پیچیدگی بسی بسیار بسیار بیش از این است و تنها تغییرات آن به چشم (حسگر به معنای عام) آید نه پایداری و ثبات آن. آگر دوری هم باشد انرژی نامحدود خواهد بود و میبایست ماورایی باشد.

Without randomness enjoyable LIFE is not defined for me!

احساسات همبسته همواره به چشمان و بدنم می آیند و تنها تلاش میکنم که آینده نزدیکم را سریع پیش بینی کنم. بازی چالش برانگیزی وجود دارد که دوست ندارم بازنده آن باشم.
بدون تصادفی بودن زندگی لذت بخش برایم تعریف نشده است.


دوشنبه، مرداد ۰۹، ۱۳۹۱

تکرار تاریخ



زنجیره دلایل فکر را بدانجا سوق دهد که بر سرنوشت مکرر عقاید ریشه-تکراری خنده برآری!
تمام حکومتها به خیال خود باقی و ابدی بودند، ولی رفتند! و اینک این ما هستیم در میان تناوبی دگر؟
شاید این رنگها ظواهر باشد و آنچه که تغییر نمیکند ریشه هاست! کسی نتوانسته که ریشه های تمدن را برچیند.
ریشه هایی که بالذات باشند به نظر ازلی بوده و ابدی میمانند و این فیدبک مثبت حریصان پرطمع است که گه گاه خاموش میشود.
غول های سیاست و اقتصاد غول تر میشوند و میشوند و میشوند تا آنجا که دچار مرض سرطان شوند و از پای درآیند.
این سرنوشت حریصانیست که فراموش کرده اند شالوده آفرینش پدیده ها بر فیدبک منفی است نه مثبت!