نمایش پست‌هایی که براساس ارتباط با عبارت جستجوی زمان مرگ مرتب شده‌اند. مرتب سازی براساس تاریخ نمایش تمام پست‌ها
نمایش پست‌هایی که براساس ارتباط با عبارت جستجوی زمان مرگ مرتب شده‌اند. مرتب سازی براساس تاریخ نمایش تمام پست‌ها

پنجشنبه، اسفند ۲۷، ۱۳۸۳

Honesty and Confidence راستی و اعتماد


راستی و اعتماد (Honesty and Confidence)

برزگترین مشکل ما آدمها اینست که نمی توانیم با هم کاملا رو راست باشیم حتی وقتی که پای مرگ و زندگی در میان است! شایدهم چنین نگرشی به طور مطلق دست نیافتنیست چون شناخت متقابلی که باعث اعتماد نفس به نفس میشود گوهری است که براحتی قابل حصول نیست و محتاج گذر زمان می باشد. فانوس ره صدق و خلوص شناختی است که سایه اعتماد بر زندگی می افکند.

گستردگی ارتباطات انسانی به نرخ سازش انسانها بر می گردد که یگانه اکسیر محرک آن اعتماد می باشد. حال این سوال مطرح می شود که اعتماد از کجا سرچشمه می گیرد؟

اگر اعتماد را به عنوان یک متغیر اجتماعی تعریف کنیم می توان در مورد خواص آن بیشتر بحث کرد.

اعتماد مانند بسیاری از متغیرهای اجتماعی اصطلاحا "متغیر با زمان" و "علی" و "غیر خطی و در مواردی تکه ای خطی" است. اعتماد متغیری بسیار بسیار پیچیده است چون تمام جنبه های اشخاص را در بر می گیرد و تعریف انتزاعی آن کاری بسی عبث است. هر چی بیشتر در مورد آن بحث شود پیچیدگی آن بیشتر مشهود می شود. اعتماد متغیری نسبی است و مقیاسی برای آن تعریف نشده است لذا تنها می توان بین دو متغیرکاملا همجنس که در دو وجود مختلف تعریف شده است، تفاوتی قایل شد. توجه کنید که میزان (وسیله وزن کردن) ما در این سنجش شناخت است.

دوشنبه، بهمن ۱۲، ۱۳۸۸

No More Sorrow


گمشده ای در میان دروغ ها
تاریکی حیران در بین فروغ ها

عکس روبان داری در قاب
دنباله دار آرزومندی ناب

چنان قرض کرده زمان
چنین معامله با جانان

خیانت حلقه زده بر گریبان کینه
زبان در کام، نفس حبس در سینه

پایان ساحت جولان
مرگ تدریجی بی فغان

آخرین فرصت تکرار اشتباه
اشک سوخته در تمنای یک آه!


چهارشنبه، اسفند ۱۰، ۱۳۸۴

سنگهای پای لنگ


سنگهای پای لنگ

سنگهای پای لنگ! همه با هم
کجا رفت کسی که کند کمکی
شکوه جایز نیست، ندارد حقی!

چرکها کندو زده بر گلویم
سرم چرخان چشمانم سیاه
زمان گذرد از چشمان بی بخار

خیره به روبرو، منگ منگ، در آن دنیا
فکر در پرواز، روح لرزان، دل غمگین
افسوس که چرا همه با هم

این حق است آن حق است
همه را حقی است حتی مرگ
منطقی که بر گردنت حق دارد

خیالی نیست درد سوزن پزشک
خیالی نیست سر ترکیده از درد
خیالی نیست اشکهای بی اختیار
خیالی نیست سنگهای پای لنگ
و خیالی نیست درد عشق، یارم به سلامت

شنبه، فروردین ۲۰، ۱۳۸۴

Energy (انرژی)


انرژی (Energy)

هنگامی که انسان غمی دارد یا از چیزی یا کسی خوشحال هست، به گونه ای در حال تخلیه انرژی این احساس است. در اینجا انرژی می تواند مثبت (خوب) باشد به هنگام شادی ویا منفی (بد) به هنگام غم. تخلیه این انرژی می تواند به شکلهای مختلفی باشد که در زیر چند نمونه معروف را یادآوری می کنم:

1- بازگو کردن حقایق دل برای نزدیکان (پدر و مادر، خواهروبرادر) ویا دوستان صمیمی

2- گریه کردن، خنده کردن ویا هرنوع فعالیتی که مربوط به انرژی احساس باشد مثل جیغ کشیدن یا ...

3- نوشتن خاطرات تلخ ویا شیرین در دفتر خاطرات

4- ...

تخلیه انرژی (اگر انرژی منفی بود تزریق انرژی می شود) برای نزدیک شدن روح انسان به نقطه تعادل است. لزوما انسانها با نرخ مساوی متعادل نمی شوند و همواره در حال نوسان حول این نقطه اند. توجه کنید که روش اول جزء بهترینها قلمداد می شود ولی تحقق شرایط آن هم که جای بحث دارد سخت تر است. (اینجاست که می گویند دوست خوب کسی است که در غم و شادی شریک انسان است!)

زیست شناسان ریشه نوسانات روحی را ناشی از تسلسل زنجیره ای از فعل و انفعالات بیولوژیکی-شیمیایی (هورمونی) می دانند ولی روانشناسان دقیقا عکس این مطلب را باور دارند و فرآیندهای هورمونی را ناشی از تغییرات روحی می دانند. اهمیت این تغییرات تا حدی است که پزشکان آن را به طول عمر افراد وابسته می دانند و حتی ممکن است باعث مرگ شود.

شاید این سوال مطرح شود که چرا باید انرژی مثبت تخلیه شود؟

انرژی مثبت خوب است ولی تا حد معقول اش. همانند هر چیز دیگری که در این دنیا حدی دارد. انباشتگی ویا بدتر از آن بالا رفتن ناگهانی انرژی مثبت بسیار خطرناک است.

شاید در مورد قرصهای شادی آور یا ecstasy شنیده باشید. مصرف این قرصها باعث می شود که تاثیر برخی از هورمونهایی که سبب ایجاد غم و ناراحتی می شوند تقلیل یابد و در عوض ترشح هورمونهای هیجان آور و شادی بخش فعال تر شود ویا مستقیما بر روی سیستم عصبی عمل کنند و هنگامی که این عوارض با منگی و سرگیجه (شنگولی!) همراه شوند عواقب تلخ و ناخوشایندی به همراه دارند.

نمودار زمانی انرژی به صورت نوسانی حول محور زمان خودش است. می توان انسانها را بر اساس معدل این انرژی در حوزه زمانی (از نظر ریاضیاتی سطح زیر نمودار آن) از شاد شاد تا مغبون غم زده طبقه بندی کرد.

ولی متاسفانه کم نیستند انسانهایی که وانمود به شادی ویا ناراحتی می کنند.

مثلا متجمل نمایان که غالبا افراد هوشمندی نیستند و زود شناخته می شوند (متاسفانه جمعیت کثیری از جوانان جزء این دسته اند). مارمولکها! که در این مورد توضیحی نمی دهم! اقلیتی هم هستند که این کار را برای خاطر دیگران انجام می دهند که اغلب افراد باهوشی هستند! (روانشناسی افراد باهوش و نخبه همواره مورد توجه خاص روانشناسان بوده است ولی چندان در این امر موفق نبوده اند!)

در کل، انسانهایی که معدل انرژی آنها بالای صفر است، انسانهای موفق تری بوده اند. حتی انسانهایی که وانمود می کنند شادند هم از این امر مستثنی نیستند. (به دلیل القای متقابل احساس خود به دیگران که دوباره به خودشان بر می گردد!)

روانشناسان توصیه می کنند که در زندگی روزمره سعی کنید شرایط را طوری به دست خود تغییر دهید که خود و دیگران را شاد کنید!